مردی تنها


مردی که زن و بچه اش را به هر بهانه ای زیر مشت و لگد سیاه و کبود می کرد , زن دوام نیاورد و از مرد جدا شد دادگاه نیز پدر را برای پدر بودن رد صلاحیت کرد پدر تنها ماند و تنها ماند وتنها «شاید میگویید حقش بود مردک دیوانه» آری او دیوانه بود . موجی که او را گرفت موجی اش کرد.اگر او می دانست برای از خودگذشتگی هایش روزی  ترد خواهد شد مطمعنأ باز به جبهه میرفت و باز موجی می شد و باز تنها .
پ.ن: مشخص است که همه ما در زندگی تصمیماتی مهم می گیریم ولی فرق ما با زنان و مردان بزرگ این است که گاهی از  تصمیماتی که میگیریم پشیمان می شویم …
محمدرضا

یک دیدگاه برای ”مردی تنها

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s