گزینه سوم؟


دلم می گیرد و دنبال کسی میگردم که حرفهای ناگفته را با او درمیان بگذارم ولی حرفایم را جز تو نمیتوانم با کسی باز گو کنم به تو هم که میرسم با گفتن حرفای تلخ فقط گند میزنم به لحظه کمیابی که خلق شده میکوشم لحظات اندک با تو را زیبا سپری کنم لحظاتی که بعد از رفتنت زهره مارم می شود.سخت است کسی را دوست داشته باشی ولی برای رضایت او مانند یک دوست معمولی رفتار کنی چون نمی خواهد که عاشقش باشی آخخخخخخ که چقدر معمولی بودن گاهی سخت می شود راه سختیست ولی راهی را که انتخاب میکنی باید تا انتها ادامه دهی حال یا به هدفت میرسی یا به لبه پرتگاه

گزینه سوم ندارد

محمدرضا

یک دیدگاه برای ”گزینه سوم؟

  1. چه خوب نوشتی …گاهی وقتی میخوای با کسی که دوستش داری حرف دلت و بزنی اما میبینی یهو انگار همه چی خراب میشه…به قول تو یا باید رفت تا به هدف رسید یا هم که به ته خط رسید…

  2. حالا زیاد ناراحت نیاش تو سعی خودت و بکن تا دل طرف و بدست بیاری..دیگه قبولش بستگی به اندازه مهربونی یارت داره…

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s