پوچ


گاهی روحت تهی می شود , احساس می کنی نباید وقتت را تلف کنی و باید از زندگی لذت ببری اما حفره ای که در روحت به وجود آمده تمام احساساتت را به عماق خودش فرو می برد و هیچ احساسی را برایت باقی نمی گذارد , در این شرایط تنها حسی که برایت می ماند حس پوچی است حسی که نه به وجود می آید و نه از بین می رود وهمیشه خدا پس زمینه روحت است گویی با هم پیوند خورده اند .

پ.ن:وقتی سرشار از حس های پر بار هستی وجودش را احساس نمی کنی بد بختی از جای آغاز می شود که روحت تهی می شود آن وقت است که وجود نحس را حس می کنی.

محمدرضا

زمونه


این زمانه به ما چه ها که نمی دهد از نا امیدی و یاس تا کاهش اعتماد به نفس.

این زمانه چه ضربه هایی که به ما نمی زند از مشت های سنگین تا سیلی های تحقیر آمیز

این زمانه چه جملاتی  که بارمان نمی کند از فحش های رکیک تا طعنه های خفیف

 

محمدرضا

خدای محتاج


شب های که از سر دل خوشی زیاد تا ساعت ۴ صبح بیدار می مانم شاهد این هستم که صدای اذان مسجد های که در همسایگی هم هستند چطور در هم می پیچد، هزینه این همه خانه ی خدا را چه کسی می پردازد؟
تا آنجا که من میدانم بخش زیادی را کمک های مردمی تامین میکند.
پس با وجود این همه مردم خیر خواه چرا هنوز مادری برای مخارج فرزندش تن فروشی می کند؟ فرزندی که همین مردم که هزینه خانه خدا را تامین می کنند او را به چشم , یک حرام زاده می بینند و مادرش را فاحشه ای که در جهنم خواهد سوخت .
اما به این فکر نمی کنند که اگر کمک هایشان جهت دیگری می گرفت حداقل دنیای بهتری داشتیم تا آخرت محشر

پ.ن: من نمیگم به مسجد کمک نکنید قصد توهین به عقاید کسی رو هم ندارم ولی بدونید کسی که تو خونش بچه ی یتیم داره برای لذت شخصی تن فروشی نمیکنه و شمای که داری به مسجد کمک میکنی تا سنگری بسازی برای مبارزه با اسرائیل و آمریکا اینو بدون که هر چند تا هم مسجد بسازی بازم مادری هست که برای سیر کردن شکم فرزندش تن فروشی کنه.

محمدرضا

دل دیونه


چی باعث میشه عاشق کسی باشی که علاقه خاصی بهت نداره؟عقلت بهت میگه که این عشق بیهوده است ، ولی دلت تند و تند یادت میاره که چقدر دوستش داری.
مقاومت اعضای بدن مقابل همدیگر و درک نمیکنم !

ز دست دیده و دل هر دو فریاد. که هرچه دیده بیند دل کند یاد
بسازم خنجری نیشش ز فولاد. زنم بر دیده تا دل گردد آزاد

 

محمدرضا

تابستان


تابستان شروع شد.فصل زیبا  , فصلی به زیبای آفتاب سوزان و دریایی آبی و آرام  امسال باز هم بیشتر وقتم را برای دریا و لذت بردن از زندگی صرف میکنم در حالی که نگرانی از تمام شدنش رنجم میدهد اما سعی میکنم از بهترین فصل سال لذت ببرم وباقی سال را با  مرور خاطرات وفکر کردن به تابستان سال بعد سر کنم

پ.ن:البته اگر برادران نیروی انتظامی از به خطر افتادن اسلام توسط دست نشاندهای انگلیس و اسرائیل مطلع نشن و نیان جمعمون کنن :دی

 

محمدرضا

0=5+1


مذاکرات هسته ای ایران هرچند نتیجه ای نداشت ولی معادلات ریاضی را تغییر داد.0=1+5

امیدوارم عدد صفر نشانگر پایان شمارش معکوس شروع جنگ نباشد.

محمدرضا

زن و مرد


در جامعه جهان سومی مانند ایران , دوجنس زن و مرد سعی در ثابت کردن اینکه جنسیت کدام یک برتر است را برای خود افتخار می دانند یک دیگر را به کند ذهنی و بی احساس بودند و موارد از این دست محکوم میکنند . نمی توانم درک کنم که ثابت کردن برتری جنسیتی چه فوایدی برای آن قشر دارد!؟ شاید این دسته زندگی را با رقابت اشتباه گرفته اند شاید هم با احزاب سیاسی . در جامعه ما دیدگاه های اشتباه زیادی وجود دارد ولی دو دیدگاه مربوط به این بحث هست که به این معضل دامن زده . یک اینکه اکثریت مردان به زنان به عنوان عضو ناتوان جامعه نگاه میکنند نه تنها مردان بلکه برخی زنان نیز  همکاران خود را به عنوان نیروی درجه دو و سه معرفی میکنند و دیدگاه دوم , زنانی که به همه مردان به عنوان دشمن و مانعی برای پیشرفت خود می نگرند

پ.ن:نمی دانم افکارم اشتباه است یا صحیح  اما متاسفم برای از این دست مردم جامعه که هنوز درک اینکه مرد و زن بدون هم کامل نیستند را ندارند.

محمدرضا

ندایت هنوز روحم را میخراشد


با دیدن صحنه مرگت هر بار هدفی در من زنده می شود , مرگ تو به من امید ادامه دادن میدهد مرگ تو به من یک شکم سیر گریه میدهد

مرگ تو به من چطور شجاع بودند و ایستادن را یاد میدهد مرگ تو راه را نشانم میدهد

پ.ن:برای خود متاسفم که همه اینها را مردنت به من داده است.

 

محمدرضا