خود سانسوری


چیزی که جامعه مجازیه مارا بیشتر از گشت ارشاد و کاماندو های دیش جمع کن و برادران و خواهران خود جوش در عرض و طول خیابان ها و و و و آزار میدهد خود سانسوری است , دلایلی زیادی برای خود سانسوری وجود دارد که اکثرن از ترس نشات میگیرد و خواسته کسانیست که میخواهند با دستگیری های وبلاگ نویسان و گروگان گرفتند خانواده های فعالان سیاسی خارج از کشور ما را بترسانند ترس از گرفتن حق زندگی روی زانو زیستند.

 

پ.ن : خیلی وقت است که روی زانو زیستند را یاد گرفته ایم و حالا میخواهند مارا از کمترین هایمان بترسانند.

پ.ن 2: خود سانسوری فقط ننوشتن نیست مواردی هم هست که از فشار دادن دکمه ی دوست داشتن برای مطلب وبلاگ ها سیاسی می ترسیم.

 

 

محمدرضا

عشق


عشق ترازوی است که یک طرفش حماقت به شدت سنگینی میکند,عشق منطق سرش نمی شود,عشق عن است. تنها دوست داشتن دو طرفه است که مقصد صحیحی دارد . مبداء عشق حماقت و مقصدش حقارت است,عشق بد است,عاشق نشوید .دوست داشته باشید و دوست داشته شوید. منظقی دوست داشته باشید و دوستانه منطق داشته باشید.

پ.ن : این پست صرفاً نظر شخصیه  نویسنده است . وی هیچ گونه مسئولیتی در قبال برداشت شما از این پست را ندارد.

در انتظار خط افقی


با جوهر حافظه ی خود در دفتر قلبم به ازای هر ضربه ای که میخورم یک خط عمودی میکشم ، کشیدن خط های عمودی هیچ وقت تمام نمی شوند ولی من هم دست روی دست نمی گذارم که این خط ها بی خط افقی باقی بمانند یک روز میرسد که بر روی تمامشان در یک حرکت ، فقط در یک حرکت خط افقی میکشم ، ولی تا آن روز بیکار نخواهم بود آنقدر جلو میروم و خط های عمودی میکشم تا قلبم را پر کنند و وقتی خط افقی ام را کشیدم مانند مدال افتخار به آن خیره میشوم و تنها دلخوشی ام خط کشیدن روی این همه نشان خواهد بود

محمدرضا