احمقی در شٌرف رفتن


شب ها را برای آمدنت می شمارم , اینبار فقط می خواهم ببینمت تا برای رفتن هم با تو خاطره ی داشته باشم من خیلی احمقم! میدانم میدانم , اگر احمق نبودن الکی برای خودم دلتنگی نمی تراشیدم من احمق تر از آنم که جلوه میکنم , آنقدر احمق که برای تویی که حتی زبان مادری مرا نمی دانی و هیچگاه این مطلب را نخواهی خواند مینویسم. کاش در این مدت باقی مانده هم نیایی تا برای مدت نسبتاً طولانی که از اینجا دور هستم خاطراتت همراهم نباشد کاش بتوانم زمان رفتن خاطرات را بپیچانم و همینجا که هستم جا بگذارم

محمدرضا

یک دیدگاه برای ”احمقی در شٌرف رفتن

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s