اين تنهايست كه مي ماند


تنهايي انسانها ميل خودشان است. در مورد انسان هاي مينويسم كه بسيار تنها هستند همانهاي كه آدمهاي خوشحالي به نظر ميرسند، دوستان زيادي هم دارند ولي ساعت ١٢ شب به بعد در دلشان هيچكس را ندارند. همانهاي كه مفرح بي درد هستند و باور كردن خيلي چيزها برايشان سخت است همانهايي كه تند و تند به بن بست مي خورند آنهايي كه اعتماد بنفسشان با مقدار اكسيژن موجود در كره ي ماه برابري ميكند،همانهايي كه بهترين لحظاتشان با پك زدن به نخ صاحب مرده شروع ميشود و با احساس سوزش ميان دو انگشتشان به خود ميگويند كاش اين يكي حداقل كمي طولاني تر بود، بعدش هم به اين سوال در ذهنشان به وجود می آید كه يكي ديگر روشن كنند يا نه!؟
اين دسته از آدمهاي تنها خيلي ابله هستند يا شايد هم اسمارت باشند؟در هر صورت،آنها گاهي اوقات از اينكه تنها هستند احساس غرور خفشان ميكند.
شايد اين احساس تنها حسي باشد كه آنها دارند!شايد هم تنها حسشان پوچي باشد.شايد

پ.ن : این پست برای یکی دو هفته پیش میباشد ولی به دلیل وجود درگیریی کوچک در ذهن نویسنده مبنی بر انتشار یا عدم انتشارش , کمی طول کشید تا در خدمت شما قرار گیرد.

البته مهم هم نبود بگم

محمدرضا

یک دیدگاه برای ”اين تنهايست كه مي ماند

  1. چی باعث شده که به این نوع آدمای تنها بگی ابله ؟؟؟ دلیلش چیه؟ خودت میگی تنها و تنهایی بدترین درده بخصوص اونایی که به قول تو از 12 شب به یعد در دلشون هیچ کسی و ندارن!!!! سریع یه توضیح شفاف بده گل پسر؟!!!

    • سربازيه و هزار جور گرفتاري ول نه خسته نشدم هر از چند گاهي ميام از آخرين پستي كه خوندم تا تازه ترين پست ميخونم هنوز زيبا مينويسي

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s