در وصف سربازی


سربازی را می توان برهه ای از زندگی پسران در اکثر نقاط دنیا توصیف کرد. ولی سربازی در ایران شاید کمی متفاوت باشد , من در این چند ماه گذشته که از طول یک سال و اندی سربازی کم شده است بسیار سعی و تلاش کرده ام که به مسئول و فرمانده جماعت یک دستی بزنم و رکورد بیشترین حضور در خارج از پادگان را بشکنم.اما طول سربازی یک پریود طولانی است که بیشتر از این که به پریود شبیه باشد مانند شئ بلند و کلفتی است که در ما تحت فرد مذکور فرو رفته و هر چقدر بیشتر می گذرد بر عکس آنال سکس تحمل کردنش سخت میشود.

وقتی سرباز میشوی تغییرات عمده ای در زندگی روز مره ات به وجود می آید , اول اینکه از محیط قهوه خونه دور میشوی ولی به جایش قسمت های پرت پادگان را برای سیگار کشیدن کشف میکنی. شبها به زور خودت زود میخوابی چون غیر از این فردایش به گا رهسپار خواهی شد , اگر وردپرس ریدر هم داشته باشی وبلاگهای که قبلن میخواندی را کمتر میخوانی و در روز های مرخصی هم هیچگاه مانند قبل نیستی چون یکسری از عادت هایت را فراموش میکنی و جمع کثیری از آشنایان را از یاد میبری. اما اینها نکته های منفی سربازیست , اگر کمی مثل من آدم شریفی باشی و کلاه خود را قاضی قرار بدهی متوجه میشوی که خدمت سربازی (که سر خدمت بودنش بحث دارم) باعث میشود شمایی که قدر ساعت ها و روزها و ماه و سالهای زندگی خود را نمی دانستید مثل سگ از ساعات مرخصی خود بهرهمند شوید , دیگر وقتی از خواب بیدار میشوید احساس نمیکنید که حوصلیتان سر رفته است بلکه از اینکه یک ساعت بیشتر خوابیده اید خود را خوشبخترین فرد روی کره ی خاکی می دانید , قدر امکانات خود را میدانید قدر تخت خواب خود را میدانید قدر آبگرم کن خانه  را می دانید و از همه مهمتر قدر اعضای خانواده را میدانید. و سر آخر اینکه سرباز سر چهار راه , سرباز کلانتری , سرباز زندان و همه سرباز های در حال زوالوظیفه در سراسر کشور را با دل و جان درک میکنید و این را بدانید یک نخ سیگار از هزار بار خسته نباشی سرکار , گفتن برای هر سربازی با ارزش تر است البته برای سیگاری ها  😉

محمدرضا

یک دیدگاه برای ”در وصف سربازی

  1. اومدم بگم اولا دلم برات تنگ شده
    دوما قدر مامانم رو الان می دونم که سالی سه ماه بیشتر دیگه نمی بینمش
    و قدر رختخوابم رو هم وقتی می دونم که بعد از اینکه سه شب دانشگاه رو میز خوابیدم و از سفتی میز بدنم کوفته شد و گردنم درد گرفت بر می گردم خونه و شب تو رختخوابم می خوابم
    آخر هم یک خبری بده.

    • خوشحالم که یادی کردی- آرزو میکنم همیشه محفل خانوادت با حضورت گرم باشه. من امروز اومدم مرخصی – 2 ماهی میشه که منطقه جنگی رو لشکری من توش هستم داره اداره میکنه با تفکراتم تناقض داره خیلی سخته

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s