همش دلم میگیره


وقتی در سکوت شب در خانه قدم میزنم , فکر کردن به روزهای باقی مانده تا رفتن و دور شدن از خانه آزارم میدهد ولی تجربه به دادم می رسد و مٌسکن روحم می شود و یاد آوری میکند که ای غافل , دوره های قبل هم این نگرانی ها را داشته ای و هیچ مشکلی  نبوده و به راحتی گذشته است. اما باز دوری راه به چشمم مینشیند و ای کاش کل راه به خواب عمیقی فرو میرفتم و هیچ از سختی هایش نمیفهمیدم اما هر چقدر هم تجربه داشته باشی باز هم دوری غیر قابل تحمل است.

نمیتوان به راحتی توصیفش کرد که چقدر سخت است برای بهتر درک کردنش باید لمسش کرد , وقتی دور از خانه با دوستان هستیم در لحظه خیلی خوشحالیم اما گاهی اوقات دلگیری جمع را به صورت یکجا فرا میگیرد و آخرش به نورهای کوچک در حال دود ختم میشود که در تاریکی نمایان هستند.

محمدرضا

یک دیدگاه برای ”همش دلم میگیره

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s