Safe House


یک خانه ی کوچک با دو پنجره تنگ و دراز چوبی با شبکه های مستطیلی و یک تلوزیون کهنه با یک میز چوبی و یک مبل راحتی درست مقابل تلوزیون و پشت به در و یک آشپزخانه ی کوچک با یک دریچه به کوچه ی پشتی.

این خانه ای است که دوست دارم داشته باشم نه برای زندگی کردن بلکه خانه ی امنی باشد تا وقتی مشکلات زندگی , آزار و اذیت اطرافیان و عصبانیت های حاد مرا احاطه میکند بروم درش را باز کنم  کتری را پر آب کنم  بگذارم بجوشد ذغال را داغ کنم قلیانم را بسازم چای را دم کنم بیایم بنشینم روی مبل کمی تلوزیون نگاه کنم کمی بیرون را بنگرم قلیانم را بکشم مشکلات را همانجا دفن کنم و بروم به زندگیم برسم

 

 

 

محمدرضا