خاطره ی زیبا


شاید این همه سال که گذشت برای فراموش کردنت کافی بود , ولی نه برای من ! بهتر بگویم نه برای عشق. شاید اگر هوس بودی یا یک دوست داشتن ساده تا دیدار مجدد چند وقت پیشمان که بهانه ای شد برای دوباره با هم بودن فراموشت کرده بودم و توانسته بودم که دوستت نداشته باشم. ولی چون یک دوست داشتن بزرگ در وجودم هستی هیچگاه برای من قابل فراموش شدن نخواهی بود نه حالا که این دوست داشتن ها دو طرفه است. مخصوصاً اکنون که تو هم به من می گویی که دوستم داری , دیگر هیچگاه نمی توانم فراموشت کنم و این تغییر بزرگی است در زندگی من , آنقدر بزرگ که دنیایی من را به کلی تغییر داده , تغییری که هیچگاه انتظارش را نداشتم.

هیچ وقت ندانستم که چرا در این نیم دهه فراموشت نکردم ولی حتمن قدرتی در وجودت هست که این همه سال با دوری و بی خبری از تو دوستت داشتم و وقتی دوباره دیدمت برای با تو بودن تلاش کردم , تلاشی که ارزشش را داشت.

محمدرضا

تاریخ نگارش : 92.7.19

یک دیدگاه برای ”خاطره ی زیبا

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s